خرید بک لینک
"ع"شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ • 14:31
دیشب یهو از اون دل درد بدا گرفتم . رفتم زیر پتو و داشتم میلرزیدم . خدا خدا میکردم خوابم ببره ! دیشب 12 و نیم خوابیدم تقریبا زودتر از همیشه ! یه مدت بعد از "اون" حسابی سرمو شلوغ کرده بودم با آدما اگه یه شب زود میخوابیدم فرداش میدیدم از 6-7 نفر پیام دارم . ولی بعد یه مدت (3-4 هفته)این قضیه اتفاقی قطع شد و بعدش من دیگه حالم بهتر بود ! واسه همین شروع کردم حذف کردن ادمایی که باید حذف میشدن مثلا یه دوست سه ساله که باید میرفت ! و یه دوست 9 ساله که باعث آزارم بود و یکی دیگه که هیچ حسی بهش ندارم . در نهایت دوستای واقعی موندن . یکی هم هست که وقتی حالم بده هم حتی نمیرم باش حرف بزنم ! ازش خوشم نمیاد چندشم میشه ! اون خودش فهمیده نمیخوامش ! اروم اروم امیدوارم بره کلا ! چند روزه که شروع کردم تلفنی با "ع" حرف زدن ! کلا 3 ماهی هست که میشناسمش و همه جوره کنارم بوده ولی حرف زدن جدیدا اضافه شده و خدا میدونه فقط این بشر چه موجود مهربونیه . منو میشناسه و وقتی حرف میزنیم کلی میخندیم . دیشب رفته بودم سوپر و میوه فروشی تو محله مون , وقتی سوپر بودم بهم ز زد و تمام مدت تا دم خونه داشتیم حرف میزدیم . وقتایی که میخواستم حساب کنم سکوت میکرد و بعدش که تموم میشد شروغ میکرد چرت و پرت گفتن سر اینکه گرون حساب کرد و ... و منم میخندیدم . حتی وقتی رفتم عابر بانک هم همچنان حرف میزدیم و واقعا حس میکردم کنارمه ! نزدیک خونمون خیلی خلوت بود و شب بود . گفتم من واقعا میترسم اینجا هیشکی نیست خیلی جدی گفت : من هستم . خلاصه که "ع" فعلا تنها کسیه که تمایل دارم باهاش حرف بزنم از مذکرا :))) ولی دوست خوب زیاد دارم کلا و خدارو شکر . همین پریروز بود که با "داداش" رفتیم کافه رادیو و چقدررر حرف زدیم ... و چقدر کلا "داداش" و "مبینا" کنارم هستن ... با چنین دوستایی حالم خوبه ... دیگه اینکه کابوسم شده این شده که خواب ببینم دوباره دارم کنکور میدم ! راستی پست قبلی چقدر طرف دار داشت :))) اگه بدونم اینقدر جذابه این چیزا هروقت دلم گرفت میام راجبش مینویسم :)))) همین یکی دو روز آینده جواب نتایج کنکور میاد ... فعلا . bahar •

برچسب: نویسنده: نوید رحیمی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:59

صفحه بندی